تبليغاتX
سه نقطه
سه نقطه
 

۱۳ فروردین ۱۳۸۶

 

تو یکی از دوست داشتنی ترین روزهای سال هستی ... میدونی ؟!!!

 

خیلی از کسایی که چه می شناختم و چه نمی شناختم لطف کردن

و روز تولدم (۱۲فروردین) رو تبریک گفتن و از همشون بابت لطفی که

به من دارن ممنون و امیدوارم که بتونم جبران کنم . . .

. . .

تا امروز صبر کردم یعنی ۱۳ فروردین که اولین ۱۳ سال است ٬ تا اینجا رو به روز کنم

چون من به ۱۳ ارادت خاصی دارم و اصلا ۱۳ رو نحس نمی دونم . . .

در ضمن شاید دیر شده باشه اما امیدوارم که سال نو براتون مبارک باشه . . . !

 

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دیروز که اصطلاحا روز تولدم بود داشتم کتاب ( روی خودم ) از علی

طباطبایی رو می خوندم که به تکه شعری برخورد کردم که علیرغم

رفع شدن این نوع دید اما  همزاد پنداری عجیبی باهاش کردم  : : :

 

وقتی مرا بیرون کشیدند

از زهدان مادرم

هفتاد ساله بودم !

حتی به خواب هم نمی دیدم !

می خواستم همانجا بمانم

و حتی در آخرین لحظات بر آن بودم

که با روده های مادرم خود را

به دار بیاویزم . . .

نیاویختم و این شد که آنها با تمام قوا

مرا بیرون کشیدند

تا سنجاقم کنند به جهان !!!!

(علی طبا طبایی)

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

چند روز پیش فیلمی رو از کارگردانی دیدم که اولین و آخرین کارش بود ٬ فیلمی که سال ۱۳۵۵*

ساخته شده که در اون دوران مسعود کیمیایی تازه در حال تجربه ی سینما بود . فیلمی که من

به شخصه تا به اون موقعه حتی اسمش رو هم نشنیده بودم و بعد دیدنش به صورت عجیبی بهت زده

و گیج بودم که واقعا در اون زمان مگر ممکنه که همچین فیلمی با ساختار محکم از هر لحاظ ٬ چه

کارگردانی ٬چه فیلمنامه و داستان ٬ چه حرکت دوربین ٬ چه بازیگری و چه تدوین و موسیقی

ساخته شده باشه ؟!!! آن هم از شخصی که اولین و آخرین فیلم سینماییش را در سن ۲۵

سالگی تجربه کرده است!!!

آن فیلمی که اینقدر باعث بهت من شد فیلم شام آخر با کارگردانی شهیار قنبری است که

حتی خوده ایشان در کتاب دریا در من بعد از ترانه شام آخر (صفحه ی ۵۷ و ۵۸ ) می گوید :

فیلم شام آخر یعنی بیست و چهار سالگی من ٬ فصلی گمشده . چرا که حتی

نسخه ی ویدویی اش هم با من نیست . می گویند فیلم را سوزانده اند می گویم

باران من که بند نیامده است .

ترانه این فیلم را ستار بر روی ملودی و تنظیم واروژان خوانده که به عقیده ی من این ترانه در

فضای فیلم بروی مخاطب بسیار تاثیر گذار است و آهنگسازی فیلم را کلا واروژان انجام داده .

بازیگران این فیلم : پرویز فنی زاده ٬ خانم لیرن ٬ محمد علی کشاورز و خود شهیار قنبری است

که هر کدام عالی نقش خودشان را ایفا می کنند تا فیلم بیشتر به ایدآل برسد .

فیلم شام آخر ٬ از لحاظ داستان و فیلمنامه و فاینال کار ٬ شاهکار سینمای ماست . یعنی من

به جرات می گویم که این فیلم را حتی اگر با سینمای امروز هم مقایسه کنیم برتری دارد چه

برسد به  فضای زمانی خودش . فضای فیلم بدور از شعار های فیلم های فارسی است و

بطور حقیقی به سوژه نگاه می کند و با فینال فوق العاده ای که دارد مخاطب را میخ کوب می کند

و حتی در لحظه ای که تیتراژ پایان نشان داده می شود و طبق مرسوم آن زمان در آخر فیلم ها

کلمه ی (پایان) یا (تمام) را نشان می دهد سوژه ی فیلم ادامه دارد و کلمه ی پایان را با علامت

سوال و علامت تعجب می آورد !!!  موضوع دیگر٬ دیالوگ های فیلم است که جز شهیار قنبری کسی

دیگر نمی توانست اینگونه دیالوگ ها را در ساختار فیلم جای دهد که فوق العاده است.

به همه ی کسانی که  سینمای ایران و جهان را دنبال می کنند توصیه می کنم ٬ که اگر

این فیلم را پیدا کردید حتما ببینید و لذت ببرید !

 

((* : گویا تاریخ ساخت "شام آخر" را اشتباه گفته بودم ٬ پس تصحیح می کنم . این فیلم

سال ۱۳۵۵ساخته شده است ٬ نه ۱۳۴۷ ! ))

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

امسال را از ابتدای تحویل سال دوست داشتم و دارم ...

 

این هم اولین پست سال ۸۶ . . .

 

+ ( سه نقطه ها را با من سکوت کن ) خط خطي هاي |