و اینک ثانیه ها داستان ساعت را برای دیروز فریاد
میزنند . . . که سحر گاه نسیمی عطر رنگین کمان
را با خود خواهد اورد . . .
از پشت چشمهای اسیر شیشه که جز غروب را
نمی بیند . . .
بگذار تا باز از تو بگویم...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
حیف که . . .
ادامه مطلب
ادامه مطلب
با هر نخ از یه سیگار . . .
ادامه مطلب
ادامه مطلب
متعجب و بهت زده . . .
ادامه مطلب
ادامه مطلب
تسلیت تسلیت ثا نیه ای دیگر مرد ....مجلس ختمش را لحظه ها می گیرند....و در این سوگه بزرگ یک به یک می میرند....



